من مسـت و تو دیوانـه
ما را که برد خـــــــانه؟
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
من مسـت و تو دیوانـه
ما را که برد خـــــــانه؟
فکرش رو بکنید یه آدم، چقدر باید تو مضیقه باشه که بیاد این مسأله رو توی وبلاگش مطرح کنه:
ایّهالنـــــــــــــــــــــاس، من جـــــــــــــوراب نـــــــــــــــــــــدارم!
از اول مهر تا حالا، هرچی جوراب فروشی تو تهران بود رو من زیر و رو کردم، تا شاید یه جفت جوراب پیدا کنم که ارتفاعاتش از قوزک پا تجاوز کنه! از دست فروش هایی که جوراب ها رو می ریزن کف زمین و می فروشن بگیرید، تا برسید به بوتیک های کلاس بالا، همه جا رو گشتم. لا مذهب پیدا نمی شه که نمی شه!
بگم مستأصل شدم، باور می کنید؟
امروز توی دانشگاه، دیدم جوراب یکی از بچه ها از همون هاست که می خواستم، مثل ندید بدید ها بهش گفتم : ببین جورابت بلنده؟ از کجا خریدی؟
خندید گفت: گشتیم نبود، نگرد نیست! این هم ذخیره ی پارسالمه.اینا دیگه گیر نمی یان.
گفتم: آره واقعا. اگه می دونستم، ده جفت می خریدم.
چه بساطی داریم ها! دو سالی می شه که واسه ی خریدن یه مانتویی که هم خوشکل باشه و هم قابل پوشیدن باشه، باید کلّی وقت صرف کنیم. ولی دیگه در به در، دنبال یه جفت جوراب گشتن، خدایی خیلی زور داره.
خلاصه اینکه خداوند خیر دنیا و آخرت بده به کسی که به من هم بگه این جوراب ها رو از کجا می شه پیدا کرد. باور کنید مشکل من جدّیه!
در آخر: اللهم اکس کل عریان...
تا نیست نگردی ره هستت ندهند
وین مرتبه با همت پستت ندهند
چون شمع، قرارِ سوختن تا ندهی
سر رشته ی عشق را به دستت ندهند
یادم نمی یاد شاعرش کی بود ولی خیلی زیاد، شیفته ی ایهامِ کلمه ی «قرار» تو بیت دومش ام...
چند روز پیش بابا از فروشگاه شهروند، یه بسته ماهی ازومبرون خرید که بسته بندی خیلی شیک و با کلاسی داشت و روش هم نوشته بود: فیله ی کبابی!
از بس ظاهرش فریبنده بود، که دیگه حتی نگاه نکردیم مال کدوم شرکته.
همین که بازش کردیم، دیدیم فقط همون روش رو یه لایه فیله چیدن. زیرش یه چیزایی بود که آخرش نفهمیدیم چربیه، غضروفه، چیه؟ هر چی بود، فیله ی ماهی نبود! نامرد ها نکردن اقلّا فیله نمی ذارن، یه جاییش رو بذارن که قابل خوردن باشه.
خلاصه گذاشتیمش توی فر و وقتی آماده شد، دیدیم عوض کباب شدن، ماهیه توی فر سرخ شده! از بس که روغن پس داده بود، تابه، پر از روغن بود.
من بار اولی بود که ماهی ازومبرون می خوردم(البته اگه اونی که خوردم، واقعا ازومبرون باشه!) نمی گم بدمزه بود، ولی همچین چیز دندون گیری هم نبود. واقعا عجیبه، یعنی به نظر بقیه ی مردم، ازومبرون انقدر خوشمزه می یاد که اون وقت ها که حرام بود، نمی تونستن از خوردنش دل بکنن؟ حالا اگه ماهی سفیدی، کفالی، کولی یی چیزی بود، باز یه چیزی! آخه این ازومبرون چی داشت که ملت این همه سرش داشتن خودشون رو می کشتن که حلال شه؟
به نظر شما همین دلیل کافی نیست که من همچنان شک داشته باشم که این ماهیه رو به جای ازومبرون بهمون انداخته باشن؟!
اولین باری که فهمیدم موضوع چیه که تشخیص هلالِ ماهِ نو، اینقدر درد سر ساز شده، به نظرم خیلی جالب اومد. از اونجا که بحثش اصلا تخصصی نیست و درکش هم خیلی آسونه، گفتم بد نیست حالا که در آستانه ی ماه مبارک رمضان هستیم و به زودی بازار جنگ و دعوا سر رؤیت هلال ماه، رونق می گیره، هم یه توضیحی بدم در مورد اینکه به لحاظ علمی چه اتفاقاتی می افته، هم آخرش اگه تونستم تقوا پیشه کنم و متنم طولانی(!) نشد، نظر شخصیم رو در مورد این اختلاف های بچه گانه بگم و راه حلی که به نظرم می یاد رو مطرح کنم.
به لحظه ی تولد ماهِ نو، اصطلاحا می گن «قِرانِ نیّرِیْن» . یعنی نزدیک شدن دو جسم روشن(خورشید و ماه). همون جور که از اسمش معلومه، در لحظه ی تولد ماه نو، خورشید و ماه در فاصله ی خیلی نزدیکی از هم قرار می گیرن. و به دلیل نور زیادی که خورشید داره، نوزاد ماه تا چهارده ساعت بعد از تولدش، قابل رؤیت نیست. حالا بستگی داره که قِرانِ نیّرِین(تولد ماه نو)، چه موقعی از روز اتفاق بیفته. مثلا اگه نوزاد ماه، ساعت نه صبح متولد بشه، هلال ماه، حدود چهارده ساعت بعد، یعنی تقریبا حوالی ساعت یازده شب، رؤیت می شه و به این ترتیب اون ماه قمری، 29 روزه محسوب می شه. ولی اگه تولد ماه نو، در ساعتی از روز واقع بشه، که چهارده ساعت بعدش، از اذان صبح روز بعد گذشته باشه، هلال ماه رو در شب بعد از تولدش می شه رؤیت کرد و به این ترتیب، اون ماه قمری، 30 روزه محسوب می شه. مبنای تاریخ قمری، رؤیت هلال هستش نه تولدش. به طور متوسط، طول ماه قمری، 29.5 روزه؛ و به ترتیبی که گفتم، بعضی از ماه هاش 29 روزه و بعضی 30 روزه می شه.
اما حالا چرا علما سر رؤیت هلال حرف هم رو قبول نمی کنن؟ مگه نه اینکه علما همدیگر رو قبول دارن؟ پس چرا وقتی یک عالم اعلام می کنه که هلال ماه نو رو رؤیت کرده، بقیه ی علمای ما حرفش رو نمی پذیرن؟
دلیلش این نیست که حرف هم رو باور نمی کنن. مسأله اینجاست که علمای ما، منجمین حرفه ای نیستن، به این معنی که دائم در حال رصد باشن. مشکلی که هست اینه که وقتی آدم یه چیزی توی ذهن داره و توی آسمون دنبالش می گرده، حتما اون رو می بینه! این به نوعی خطای ذهن آدمه. آدمی که زل می زنه به آسمون و دنبال هلال می گرده، متأسفانه با احتمال خیلی زیاد، چیزی شبیه هلال ماه نو، توی آسمون می بینه که اصلا وجود خارجی نداره، و همین مسأله ست که باعث می شه وقتی عالمی اعلام می کنه که هلال ماه رو دیده، بقیه ی علما با اینکه می دونن این بنده ی خدا دروغ گو نیست، ولی چون احتمال می دن که خطای دیدش باشه، نمی تونن یقین داشته باشن که درست می گه.
یه راه حل برای کم کردن این خطا اینه که فرد، از چندین ساعت قبل، چشمش رو به تاریکی عادت بده و در طول روز، خیلی تو محیط هایی که نور مناسبی دارن، نباشه.
حالا من نمی دونم جریان چیه که چندین ساله، این همه حرف و حدیث، سر رؤیت هلال، زیاد شده. به نظرم می یاد که مسائل سیاسی دارن نقش مهمی رو توی این اختلاف ها ایفا می کنن.
به قول یکی از اساتید، خدای ذهن ما (اعوذ بالله!)، یه خدای عقده ایه، که اون بالا منتظر نشسته ، تا کوچک ترین خطایی ازمون سر بزنه و اون هم حالمون رو (حالا یا تو این دنیا، یا تو اون دنیا) جا بیاره!
بابا جان والله به خدا، خدای بزرگ ما، مونده ی این نیست که حالا روزه ی ما (سهوا) یه روز این ور، اون ور می شه یا نمی شه. هرجور که فکر می کنم، می بینم برای خدا، اتحاد و همدلی مسلمون های یه کشور، خیلی مهم تر از رؤیت کردن یا نکردن هلال ماهه. به مردم نگاه کنید؛ یه جورایی شوق و ذوق عید فطر و جشن گرفتنشون داره از بین می ره. همه نگرانیم. یکی روزه ست، یهو می بینه همسایه ش داره می ره نماز عید بخونه! چی شده؟ مرجع تقلید این یکی گفته عید شده، ولی مال اون یکی گفته نه خیر، هنوز نشده!
پارسال که تلویزیون، نماز عید رو از مصلّای تهران نشون می داد، جمعیت به شکل قابل توجهی کم شده بود. نمی دونم چرا حس می کنم کارمون یه جورایی شبیه «هَت و مَت» شده! آخه این همه آدم عاقل و بالغ که مثلا اگه خدا قبول کنه، عالم(!) هم هستن، این جنگولک بازی ها چیه که در آوردن؟
من می گم همه ی علما جمع بشن دور هم، محاسبات منجم ها رو هم مدّ نظر قرار بدن، آخرسر همه با هم بنا به اکثریت آراء، یه رأی قطعی رو اعلام کنن که مردم از این بلا تکلیفی در بیان. من فکر می کنم که این کارهاشون، جز اینکه مردم رو از شور و حال ماه رمضان، دلسرد می کنه و حرمت ماه مبارک رو که هنوز که هنوزه، با وجود این همه پلیدی، حفظ شده، از بین می بره، نتیجه ی دیگه ای نداره.
حالا باز آقایون بیان و از سر خودخواهی و لجبازی و مسائلی که بین خودشون هست و ما هم ازشون بی خبریم، به هر قیمتی که شده، سر حرف خودشون محکم وایستن، تا مبادا زبونم لال، سهوا، عید شده باشه و روزه باشن، یا عید نشده باشه و روزه شون رو بخورن؛ و به این ترتیب وارد دوزخ گردند و در آن مخلد باشند!