یعنی از جراحی این دندانِ لعنتی مثل چه به شکر خوردن افتادهام...
وقتی دکتر استامینوفن کدئین تجویز میکند و تو تا گرفتن نسخه صبر نداری و برای تسکین دردِ کشندهات دو تا بروفن را یکجا قورت میدهی، و بعد میفهمی که بروفن مانع انعقاد خون میشود، نتیجهاش این است که دیشب را تا صبح نشسته میخوابی و متحمل درد نسبتاً شدیدی میشوی که به زور مسکنهای پیزوری هم کماکان کشنده به نظر میرسد.
کمی که افقی میشدم، دهانم پر از خون میشد و به ناچار عطای خوابیدن را به لقایش بخشیدم. اما بدترین قسمت ماجرا، قسمت کثافتکاریاش است. هرچه خون و خونابه را باید قورت بدهی و طعم و بوی خون و تلخی داروی بیحسی دستبردار نیست که نیست.
لحظهشماری میکنم برای ساعت 5 عصر که بتوانم کمی دهانم را بشویم. تأکید میکنم: خیلی خیلی شکر خوردم :((
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 12:15  توسط مرجان
|
